header-photo

حدیث روز

  • پیامبر اعظم صلی الله علیه و آله و سلم:
    بهترین مردم کسی است که خود را وقف راه خدا کند ، با دشمنان خدا نبرد کند و در این نبرد ، خواهان مرگ یا کشته شدن باشد . / مستدرک الوسایل جلد 11 صفحه 17

 

سخن روز

  • دوری جستن از انسانهایی که دوستشان می داریم بی فایده است. زمان به ما نشان خواهد داد که جایگزینی برای آنها نخواهیم یافت

 

 

 

اطلاعیه‏ها

 

سلام دوستان

 

دوستان همه شما از جنایاتی که در فلسطین و غزه اتفاق افتاده و همین طور هم ادامه دارد آگاهی دارید و فکر می‏کنم که شما هم با من موافق باشید که مسبب این اتفاقات اسرائیل است، به همین دلیل من از شما می‏خواهم با ثبت امضایتان در این سایت از فلسطین و غزه حمایت کنید.

 

دوستان گلم، حتما در نظر سنجی سایت شرکت کنید و من را از نظراتتان محروم نکیند.


------------------------------------

 

 

 

 

انواع روش‏های خاموش کردن رایانه


سلام به تو؛ من امروز می‏خواهم انواع روش‏های خاموش کردن رایانه، و عکس العمل و عواقب هرکدام از روش‏ها را بررسی کنم.

 

روش اول: یکی از روش‏هایی که شما دوستان می‏توانید از آن استفاده کنید و سیستم را خاموش کنید؛ استفاده از دستور shutdown -s است، این روش یکی از باکلاس‏ترین روش‏ها برای خاموش کردن سیستم هست مخصوصا اگر در ویستا باشید، این روش در XP یک خورده تابلو هست. اما در هر صورت اگر از این روش برای خاموش کردن رایانه‏تان استفاده کنید همه فکر می‏کنند شما آخر هرچی کامپیوتر و از این طور چیزها هستید، به همین دلیل از این روش درهنگامی که دوستانتان در کنارتان هستند استفاده کنید. البته حواستان باشد که آنها این را بلد نباشند.

 

روش دوم: از راه‏های دیگر خاموش کردن رایانه، استفاده از کلیدهای ترکیبی Alt + F4 هست، و سپس با استفاده از Keys Arrow می‏توانید رایانه را خاموش کنید، در این حالت اتفاق خاصی نمی‏افتد اما امکان دارد ملت فکر کنند شما به کیبرد کاملا یا حالا تا حدی مسلط هستید.

 

روش سوم: اگر از روش‏های دیگر بخواهید؛ شما می‏توانید به منوی استارت رفته از آنجا برروی کلید Shut Down کلیک کنید، این هم راه خوبی است اما خوب هیچ چیزی را القا نمی‏کند.

 

روش چهارم: البته شما می‏توانید برای خاموش کردن سیستم از کلید Power که روی خود کیس نصب شده استفاده کنید، اما اگر این کار را روی سیستم خودتان انجام دهید می‏گویند شما به وسایل‏تان توجه نمی‏کنید و اگر رایانه دوست‏تان را اینگونه خاموش کنید احتمالا چندتا تیکه یا حداقل اینکه یک ناسزایی چیزی بارتان می‏کند.

 

روش پنجم: در این روش شما می‏توانید برق سیستم را قطع کنید اما در این حالت هم اگر که رایانه خود شما باشد آن‏وقت افراد دوروبرتان احتمالا در سلامت عقل و هوش شما شک خواهند کرد، البته اگر می‏خواهید رایانه دوست‏تان را اینگونه خاموش کنید قبل از این کار به بازوهای دوست‏تان نگاه کنید وسپس آن را با بازوهای خودتان مقایسه کنید و بعد تصمیم بگیرید.

 

روش ششم: در این روش شما می‏توانید رایانه را فراموش کنید و برق را از فیوز ساختمان قطع کنید که در این حالت اگر سیستم برای دوست‏تان باشد همان اتفاق بالا برایتان می‏افتد، و اگر عمل را روی سیستم خودتان درآورید من هم به عقل و هوش شما شک خواهم کرد چه رسد به دیگران.

 

روش هفتم: در این روش شما می‏توانید یک مشت به مادربرد سیستم بزنید تا آن را خاموش کیند، در این حالت اگر رایانه دوست‏تان را این‏گونه خاموش کرده باشید بعد یک کتک خوردن مفصل شما را به نزدیک‏ترین تیمارستان منتقل خواهند کرد، و اگر که رایانه خودتان را اینگونه خاموش کرده باشید؛ باز هم سرنوشت بهتری نخواهید داشت. البته باز هم به قطر بازو شما بستگی دارد.

 

روش هشتم: در این روش شما می‏توانید کلا کیس را از پنجره اتاق به بیرون پرتاب کنید، در این روش قطر بازوی شما هر چه قدر هم باشد، شما به تیمارستان منتقل خواهید شد.

 

روش‏های دیگری نیز هست که اگر دلتان برای تیمارستان تنگ شده باشد می‏توانید آنها را ابداع و اجرا کنید.


ویندوزی که هایبرنت نمی‏شود


نمی‏دانم شما چقدر با ویندوز ویستا آشنایی دارید؛ من خودم هنوز تازه کارم.

چند روز پیش به فکر افتادم مقداری به سیستم برسم و یک سر‏و‏سامانی به فایل‏ها و درایو‏ها بدهم؛ به همین دلیل هم ازCleanup  کردن سیستم هم نگذشتم، اما بعد از این کار دیدم گزینه Hibernate پریده و من هم بدبخت شدم؛ چون من خیلی به این گزینه وابسته هستم و برایم خیلی مهم هست.

به همین دلیل دنبال یک راه برای بازگشتن این گزینه گشتم، که آن هم به شرح زیر است.

برای فعال کردن گزینه هایبرنت دستور Powercfg/hibernate on را در قسمت Command Prompt که در بخش Accessories منوی استارت قرار دارد؛ وارد کنید و Enter را بزنید. خوب آپشن هایبرنت شما فعال شده است، می‏توانید از آن استفاده کنید.

البته برای غیر فعال کردن این بخش در رایانه‏تان به جز Cleanup کردن درایو ویندوز می‏توانید از دستور Powercfg/hibernate off نیز استفاده کنید.

البته این جینگولک بازی‏ها در XP وجود نداشت، در ویندوز XP با پایین نگه داشتن Shift یا Ctrl می‏توانستیم سیستم را هایبرنت کنیم و به این راحتی‏ها هم این آپشن را از دست نمی‏دادیم اما در ویستا به علت قوی‏تر شدن  Disk Cleanup این اتفاقات می‏افتد، البته شما می‏توانید با برداشتن تیک کنار گزینه‏ی هایبرنت در هنگام Cleanup کردن از غیر فعال شدن این گزینه جلوگیری کنید.

الان دقیقا یادم نمی‏آید که کدام کلید برای این منظور بود.


غزل ته امتحانی


سلام به همه‏ی دوستان،

امروز بالاخره امتحان مدار را هم دادم و راحت شدم، البته شاید از نظر شما سخت نباشه اما به خدا من را اذیت کرد، چون هم اولین بارم بود و هم اینکه استاد مربوطه خیلی ما را ترسانده بود و باعث شده بود من اول امتحان پاهایم به هم بخورد.

البته من برای این درس یک شعر هم سروده‏ام که در پایین می‏بینید، یک نسخه PDF هم برای استاد همین درس ارسال کردم که می‏توانید از اینجا آن را هم دانلود کنید.



آن استاد کزو امید، بسیار فزون بود

سر تا قدمش چون پری از عیب بری بود


دل گفت امتحان ندهم و دمی بیاسایم

اما من بیچاره نمی‏دانستم که امتحان چگونه خواهد بود


تنها نه آنکه من اینگونه امتحان داده‏ام

تا بود فلک شیوه‏ی امتحانات این چنین بود


منظور من خردمند آن است که

مرا حُسن گردش افلاک موجود نبود


از چنگ منش امتحان بدر برد

هر قدر  که افلاک زحمت کشیده بود


عذری بنه ای محمد علی که تو درویشی و

زیر دست استاد؛برگه‏ی امتحان بود


اوقات خوش آن بود که در کلاس مدار به سر رفت

باقی همه بی حاصلی و بی خبری بود


خوش بود لب آب گل و سبزه و نسرین

افسوس که استاد به این راحتی‏ها نمره بده نبود


خود را بکش ای محمد علی، از این رشک که استاد را

دانشجوی خلف بود و ترا نمره کجا بود


هرگنج سعادت که خدا داد به محمد علی

از یمن دعای شب و ورد سحری برای اساتید بود


توفیق اجباری

 

من در ابتدای شروع امتحانات برای مشاهده ساعت امتحانات به سایت دانشگاه رفتم تا ساعات و شماره صندلی امتحاناتم را ببینم؛ اما با یک جمله روبرو شدم که برایم خیلی جالب بود، این شد که یک عکس از صفحه سایت گرفتم و برای شما در بلاگ قرار دادم؛ می‏توانید با کلیک روی عکس پایین؛ عکس را با  سایز بزرگ مشاهده کنید.

البته شاید از نظر شما جالب نباشه؛ این را گفتم یک موفع نظرات چیز دار ندهید؟؟

 

 

خدایا تو نگه‏دار ما باش

 

یاخدایا با نام تو آغاز می‏کنم که تنها تو پناه ما هستی؛

همان طور که می‏دانید من طرفدار آقای موسوی بودم و هستم، به ایشان احترام گذاشته‏ام و می‏گذارم؛ اما این رفتارهای اخیر برای من قابل قبول نیست!!

اینکه مردم را به خیابان‏ها بکشانیم و در و پنجره‏ها را بشکنیم و به مردم آسیب برسانیم برای من غیر قابل قبول است، اینکه ما به هم تهمت بزنیم درست نیست!!

شاید در شمارش آرای انتخابات اخیر تقلب شده باشد اما این هم روش مبارزه نیست؛ اینکه ما کل کشور را زیر سوال ببریم سنگ روی سنگ بند نمی‏شود، ما می‏توانیم اعتراض کنیم، می‏توانیم به خیابان‏ها برویم و درباره این انتخابات از مسئولان سوال کنیم، اما این چنین کارها را نمی‏توانیم انجام دهیم.

امروز وقت این گونه کارها نیست، اتوبوس آتش زدن یا اینکه چوب و چماق به دست بگیریم و بگوییم حق ما پایمال شده که درست نیست؛ قانونی هم نیست.

ما باید تابع قانون باشیم و از آن تبعیت کنیم، نمی‏شود ما به آقای احمدی نژاد بگوییم تو از قانون تبعیت نمی‏کنی آنگاه خود قانون شکنی کنیم، من به عنوان یک طرفدار کوچک آقای میر حسین از ایشان می‏خواهم این بحران را مدیریت کنند، و کشور را به سوی صلح و آشتی پیش ببرند.

البته از ایشان می‏خواهم از حق خود دفاع کنند، و با استفاده از مراجع قانونی آنچه را که همه مردم از ایشان انتظار دارند را به سرانجام برسانند.

باز هم خود را موظف می‏دانم تذکر دهم که اینگونه تظاهرات هیچ نتیجه‏ای جز خراب کردن وجه انقلاب در رسانه‏های خارجی ندارد و ما را نیز به هیچ کجا نخواهد برد.

و اینکه همیشه باید پشت سر رهبری و ولایت حرکت کرد، و هیچ موقع نباید این را فراموش کنیم، که ما بی ولایت هیچ هم نیستیم.

والسلام

به نام خداوند ادب و انصاف


خدایا تو را به روح شهدا قسمت می‏دهم ما را بیامرزی

خدایا تو را به روح امام قسمت می‏دهم که از ما بگذری

خدایا تو را به خدایت قسم می‏دهم ما را از وصوصه‏های شیطان دور بداری


من دوست نداشتم درباره‏ی این انتخابات صحبت کنم اما امشب مجبور شدم این‏ها را بنویسم. نمی‏دانم ما مسلمانیم؛ مسیحی هستیم؛ چه دینی داریم؟

در کدام دین به ما یاد داده‏اند اینگونه صحبت کنیم؟ کجای قوانین مکتوب این جهان چنین اجازه‏ای به ما داده‏اند؟ این چه نوع رفتاری است که از ما سر می‏زند ؟

ما به خودمان اجازه می‏دهیم به هر کسی تهمت بزنیم به هر کسی هر چه می‏خواهیم بگوییم!! بدون آنکه به طرف مقابلمان اجازه بدهیم از خودش دفاع کند.

امشب در مناظره میان آقایان میرحسین موسوی و احمدی نژاد چیزهایی دیدم و شنیدم که باورشان برایم آنچنان سخت و دشوار است که هنوز باور نکرده‏ام.

چطور ممکن است رئیس جمهور یک کشور آنقدر بی‏ادب باشد که هر چه می‏خواهد بگوید؟ ما نمی‏توانیم هرچه می‏خواهیم بگوییم؛ می‏توانیم انتقاد کنیم اما نمی‏توانیم خارج از اختیاراتمان برای مردم تعیین تکلیف کنیم؟

این که کسی فساد دارد یا نه؛ به کسی مربوط نیست مگر قوه قضاییه !!

یادمان نرود که رئیس جمهور، رئیس قوه مجریه است نه قضائیه؛ حال با این حال هم حتی اگر بود افرادی که به آنها در این جلسه توهین شد می‏توانند از آقای رئیس جمهور شکایت کنند و اعاده حیثیت نمایند.

این طور نیست که شما بتوانید به هر کسی هر چه می‏خواهید بگویید و افراد هم با شما کاری نداشته باشند؛ هر چند که رئیس جمهور، رئیس جمهور همه‏ی ایرانی‏هاست چه آنکه در زندان منتطر حکم اعدام است، چه آقای رفسنجانی!! اینکه چنین مقامی به خود اجازه چنین رفتاری می‏دهد جای بحث و کنکاش دارد.

ما حق نداریم به کسانی که در جلسه‎‏ای نیستند تهمت بزنیم، آنهم مقابل میلیون‏ها انسان که هم فهم دارند و هم شعور؛ این دقیقا احمق دانستن مردم است. اینکه ما به خود اجازه بدهیم مقابل هر کسی هر چه بگوییم عین بی عدالتی و بی انصافی اسنت.

من خودم وقتی به دولت وقت تهمت‏های ناروا زده می‏شد از آقای احمدی نژاد طرفداری می‏کردم اما حال می‏بینم این کارم بیهوده بوده است. چطور از کسی که هیچ آدابی را رعایت نمی‏کند دفاع کنیم.

آقای رئیس جمهور به جای آنکه از برنامه‏های خود دفاع کنند از الفاظی استفاده کردند که من نمی‏‎دانم چه باید گفت.

این که در ماجرای دانشگاه کلمبیا ما پیروز شدیم، فقط یک دلیل داشت و آن این بود که امریکایی‏ها رعایت ادب را نکردند، ادب از بهترین زیورهای انسانی است و نباید آن را فراموش کنیم. حال آقای احمدی نژاد همان اشتباهی را کرد که آمریکایی‏ها در مقابل او کردند. این همان قدر زشت بود که عمل آمریکایی‏ها زشت بود.


خدایا باز تو را قسم می‏دهم ما را به راه راست هدایت کن

از ما درگذر و بر ما سخت مگیر که ما طاقت سختی نداریم.

 

هاروارد یا آزاد


درود به همه ملت ایران

این روزها بیشتر مسائلی که میان مردم هست، به انتحابات مربوط می‏شود. به همین دلیل فکر می‏کنم من هم باید حداقل پستی در این رابطه می‏دادم که البته هیچ چیزی در این رابطه ننوشتم به جز آن شعر درباره آقای احمدی نژاد؛ که آن هم درباره‏ی انتخابات نبود فقط نظر من درباره ایشان بود.

این را گفتم که فقط گفته باشم.


من چند روز پیش به سایت استاد شمس سر زدم، ایشان به نظر من و خیلی از دیگران یکی از بهترین اساتید دانشگاه تهران جنوب هست، که من خودم ارادت زیادی به ایشان دارم. واقعا کسانی که سر کلاس ایشان نشسته باشند به راحتی سر کلاس هر کسی نخواهند نشست. ایشان در سایتشان سوالات امتحانی سالهای گذشته فیزیک را قرار داده‏اند، نمی‏دانم با وجود چنین اساتیدی دیگر چرا دانشجویان باز قادر به پاس کردن فیزیک نیستند.

ایشان در بلاگ‏شان این دو عکس را گذاشته بودند که من هم آنها را در اینجا قرار دادم تا شما هم با بلاگ ایشان آشنا شوید هم به معدنی از سولات فیزیک دسترسی پیدا کنید البته این پست بیشتر به کار تهران جنوبی‏ها خواهد آمد.

این دو تصویر مربوط می‏شود به سلف غذا خوری یکی از واحدهای دانشگاه آزاد و دانشگاه هاروارد؛ من خودم وقتی این تصاویر را دیدم، شب نمی‏توانستم بخوابم. واقعا برای خودم متاسفم، برای همه‏مان متاسفم که ....

 




سوالات مدار الکتریکی 1


سلام به همه دوستان خوبم.

این هم از نمونه سوالات مدار که استاد توکلی‏فر زحمت ارسال آنها را کشیده‏اند.

این نمونه سوالات امتحانی شامل سالهای 83 تا 87 می شوند.

این سوالات را می توانید از اینجا دانلود کنید. حجم فایل حدود 8.5MB می‏شود، ببخشید که سوالات رو به صورت تکه تکه شده آپلود نکردم.


اگه اينترنت نداشتی


مرد بيکاری برای سمت آبدارچی در مايکروسافت تقاضا داد. رئيس هيئت مديره مصاحبه‌اش کرد و تميز کردن زمين‌ش رو ـ به عنوان نمونه کار ـ ديد و گفت: «شما استخدام شدين، آدرس ايميل‌تون رو بدين تا فرم‌های مربوطه رو واسه‌تون بفرستم تا پر کنين و همين‌طور تاريخی که بايد کار رو شروع کنين..»

مرد جواب داد: «اما من کامپيوتر ندارم، ايميل هم ندارم!»

رئيس هيئت مديره گفت: «متأسفم. اگه ايميل ندارين، يعنی شما وجود خارجی ندارين. و کسی که وجود خارجی نداره، شغل هم نمی‌تونه داشته باشه.»

مرد در کمال نوميدی اونجا رو ترک کرد. نمی‌دونست با تنها 10 دلاری که در جيب‌ش داشت چه کار کنه. تصميم گرفت به سوپرمارکتی بره و يک صندوق 10 کيلويی گوجه‌فرنگی بخره. يعد خونه به خونه گشت و گوجه‌فرنگی‌ها رو فروخت. در کمتر از دو ساعت، تونست سرمايه‌ش رو دو برابر کنه. اين عمل رو سه بار تکرار کرد و با 60 دلار به خونه برگشت. مرد فهميد می‌تونه به اين طريق زندگی‌ش رو بگذرونه، و شروع کرد به اين که هر روز زودتر بره و ديرتر برگرده خونه. در نتيجه پول‌ش هر روز دو يا سه برابر می‌شد. به زودی يه گاری خريد، بعد يه کاميون، و به زودی ناوگان خودش رو در خط ترانزيت پخش محصولات داشت...

پنج سال بعد، مرد ديگه يکی از بزرگترين خرده‌فروشان امريکاست. شروع کرد تا برای آينده‌ی خانواده‌ش برنامه‌ربزی کنه، و تصميم گرفت بيمه‌ی عمر بگيره. به يه نمايندگی بيمه زنگ زد و سرويسی رو انتخاب کرد. وقتی صحبت‌شون به نتيجه رسيد، نماينده‏ی بيمه از آدرس ايميل مرد پرسيد. مرد جواب داد: «من ايميل ندارم.»

نماينده‌ی بيمه با کنجکاوی پرسيد: «شما ايميل ندارين، ولی با اين حال تونستين يک امپراتوری در شغل خودتون به وجود بيارين. می‌تونين فکر کنين به کجاها می‌رسيدين اگه يه ايميل هم داشتين؟» مرد برای مدتی فکر کرد و گفت:

آره! احتمالاً می‌شدم يه آبدارچی در شرکت مايکروسافت.


نتيجه‌های اخلاقی:


اينترنت چاره‌ساز زندگي نيست.

اگه اينترنت نداشته باشی و سخت کار کنی، ميليونر ميشی.

و اگر میل داشته باشید یا اینکه زیاد اینترنت برید امکان داره آبدارچی بشوید.



این متن جالب از اینجا برایتان ذکر کردم


افسانه جومونگ !!؟؟

 

سلام دوستان امروز رفتنم هفته نامه بایت روزنامه خراسان رو تهیه کنم،

وقتی رفتم به دکه روزنامه فروشی، نگاهی هم به مجلات انداختم دیدم از هر 10 مجله 7 تای اونها درباره جومونگ هست!!؟؟

ما داریم کجا می‏ریم آخه؟

مهم‏ترین مسئله ما شده سرطان داشتن یا نداشتن جومونگ، حالا جالبه هیچوقت اسم اصلی این بابا رو نمی‏نویسند؟؟

نمی‏دانم تو این مملکت چه خبر شده؟

وسط این همه مشکل توجه به سریالی با این میزان از کیفیت در تصویر و موضوع برای من عجیب هست؟

انشاالله من اشتباه کنم و افکار من غلط باشه!!

خدایا تو کمک کن.

صفحه قبل 1 2 3 4 ... 10 صفحه بعد
100 مطلب

سلام دوستان.

من به علت امتحانات دانشگاه یه چند هفته‏ای نمی‏توانم مثل قبل در وبلاگ پست بدهم. البته سعی می‏کنم به طور مرتب میل باکس بلاگ را چک کنم و به سوالات و نظرات شما عزیزان پاسخ بدهم.


انشا الله بعد از اتمام امتحانات، با برنامه‏ها و پست‏های بهتری پیش‏تان برمی‏گردم.