سلام به همهی دوستان،
امروز بالاخره امتحان مدار را هم دادم و راحت شدم، البته شاید از نظر شما سخت نباشه اما به خدا من را اذیت کرد، چون هم اولین بارم بود و هم اینکه استاد مربوطه خیلی ما را ترسانده بود و باعث شده بود من اول امتحان پاهایم به هم بخورد.
البته من برای این درس یک شعر هم سرودهام که در پایین میبینید، یک نسخه PDF هم برای استاد همین درس ارسال کردم که میتوانید از اینجا آن را هم دانلود کنید.
آن استاد کزو امید، بسیار فزون بود
سر تا قدمش چون پری از عیب بری بود
دل گفت امتحان ندهم و دمی بیاسایم
اما من بیچاره نمیدانستم که امتحان چگونه خواهد بود
تنها نه آنکه من اینگونه امتحان دادهام
تا بود فلک شیوهی امتحانات این چنین بود
منظور من خردمند آن است که
مرا حُسن گردش افلاک موجود نبود
از چنگ منش امتحان بدر برد
هر قدر که افلاک زحمت کشیده بود
عذری بنه ای محمد علی که تو درویشی و
زیر دست استاد؛برگهی امتحان بود
اوقات خوش آن بود که در کلاس مدار به سر رفت
باقی همه بی حاصلی و بی خبری بود
خوش بود لب آب گل و سبزه و نسرین
افسوس که استاد به این راحتیها نمره بده نبود
خود را بکش ای محمد علی، از این رشک که استاد را
دانشجوی خلف بود و ترا نمره کجا بود
هرگنج سعادت که خدا داد به محمد علی
از یمن دعای شب و ورد سحری برای اساتید بود